اللهم اغفر الذ نوب التی تحبس الدعا

خدایا ببخش برایم گناهانی را که حبس می کند دعا..
حبس می کند زندگی را.. حبس می کند عشق
و رو ح را زندانی وجود نا چیز می کند
ای که نامت برایم دوا و ذکر ت برایم شفا یا ارحم الراحمین
تو همیشه مهربان بودی و من نا مهربان ؛
تو همیشه صفا بودی و من بی حال ؛ تو عشق بودی و من ..........
تو صبر بودی و من بر صبوری تو صبر کردم ؛ اری تو عشق بودی و من ....
عاشق که اشتبا ه گفتم من هیچ وقت نتوانسته ام درک کنم خدایی را که زیبایی میگوید
زیبا می خواند و حتی زیبا خلق می کند
با این که بی نیازی ولی سر بر سجده می نهم و تسبیح می گویم تنها ایزد یکتا را مهربا نم
من می ترسم .....می ترسم که سی جز نور تمام شود
اسطوره تمام گفته ها و نا گفته ها به پا یان برسد
ومن هیچ نیابم اینجا ست که خدایا رحم کن به بنده ای که تنها سلاحش دعا ست
و مهربانی کن کسی را که سر مایه اش گریه وامیدش تقرب است
ای ساکن ان اسمان زیبا بدانید من گدای این کویم
من نمی خواهم کینه و نفرت را گدایی کنم من عشق و زیبایی را می خواهم
پس دست گدایی به سوی این مهربان دراز می کنم
مهربانم با رها شنیده ام تمام سا کنا ن عاشق
این دیار گفتند تو بخشنده ای تو مهربانی تو تو ...
پس به مهربانی ات ..مهربانی کن بر این بنده ناچیز
و به بخشندگی ات ببخش بر من طعم لحظه ایی عشق را


.jpg)




